X
تبلیغات
من و مادرشوهر وجاری

من و مادرشوهر وجاری

آدرس جدید پارمین:

روش کلیک کنید..

http://22689.blogfa.com

ممنون "من" عزیز از این که گفتی...

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 22:49 توسط پارمین| |


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 11:16 توسط پارمین| |

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 1:33 توسط پارمین| |

آدرس جدید مینا!

http://22689.blogfa.com

نوشته شده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 0:0 توسط پارمین| |

سلام

خوبید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

این وبلاگ برای همیشه تعطیل شد.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 22:56 توسط پارمین| |

سلام

بعضی آدمها همین که می بینن زندگیتو توی وجود اونها خلاصه کردی یه دفعه یه روی دیگه از خودشون نشون میدن.

یه دفعه احساس ناامنیُ با تمام شدت میریزن تو وجودت و یه جوری درموندت می کنن که هیچ دشمنی نمی تونه همچین کاری باهات بکنه.

 

من این روی دومو قبلاً هم دیده بود.اون وقتایی که دوست بودیم.اون موقع ها هم پیش می اومد که امیر رنگ عوض کنه، جوری که انگار برای همیشه سرد شده و من رابطه رو نابود شده احساس می کردم ولی دوباره آروم آروم همه چی درست می شد..ولی الان ترسم جدی تره.

باید اعتراف کنم که شوهرم دیگه مثل سابق منو دوست نداره یا شاید چون ترس منو از از دست دادنش حس کرده خیلی بی باک شده .

برای خودم دلم می سوزه که با همه ی غرور و سرکشی هایی که داشتم الان باید هر ثانیه دلم  از سر ترس واسه زندگیم بلرزه که مبادا از دستش بدم.

نمی دونم برای بقیه ی زنها هم پیش می یاد که یه دفعه احساس کنن که شوهرشون داره از موضع قدرت باهاشون رفتار میکنه..یا شانس من اینجوری بود

گل بود به سبزه نیز...

به خاطر اصرار خواننده های خاموشم رمز رو برداشتم

 

نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 14:59 توسط پارمین| |

به این جمله ایمان پیدا کردم

از هرچی که بترسی سرت می یاد

من این اواخر خیلی از، از دست دادن شوهرم ترسیدم و ....................

 

ولی من تصمیم خودمو گرفتم...

و به شیوه ای که تصمیم گرفتم می جنگم...

نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 9:54 توسط پارمین| |

Design By : Night Melody